انتخاب رایان گاسلینگ در نقش گوست رایدر نو مارول چقدر درست است؟

به گزارش مالزی ارزان، پس از سال ها ابراز علاقه به این نقش، رایان گاسلینگ به عنوان گوست رایدر نو معرفی شده است؛ ابرقهرمانی موتورسوار و بدل کار که قدرت هایش را از شیطان گرفته است. حالا سوال این است که آیا انتخاب گاسلینگ تصمیمی هوشمندانه برای همه طرف هاست یا او واقعا روحش را به شیطان فروخته است؟

انتخاب رایان گاسلینگ در نقش گوست رایدر نو مارول چقدر درست است؟

استیون اسپیلبرگ زمانی گفته بود اگر کسی بتواند ایده فیلمش را در 25 کلمه یا کمتر شرح دهد، آن فیلم احتمالا اثر خوبی خواهد بود. محبوب ترین ابرقهرمانان مارول را می توان حتی با کمتر از نیمی از این تعداد کلمه توصیف کرد. مرد آهنی یک نابغه فناوری با زرهی فلزی است؛ مرد عنکبوتی قدرت های یک عنکبوت را دارد و ثور یک خدای اساطیری اسکاندیناوی است. وقتی برای تماشای فیلمی درباره هر یک از این شخصیت ها می روید، دقیقا می دانید قرار است چه چیزی ببینید.

اما گوست رایدر ماجرای متفاوتی دارد؛ شخصیتی که طبق گزارش های هفته گذشته از نمایشگاه کمیک کان سن دیگو، قرار است محور فیلم تازه ای در دنیای سینمایی مارول باشد. این فیلم را شاون لوی، کارگردان ددپول و ولورین (Deadpool & Wolverine)، می سازد و رایان گاسلینگ در آن نقش اصلی را بازی می نماید.

خواندنی ها

ببینید؛ تریلر تازه مارول Tokon اسپایدرمن و گوست رایدر را نشان می دهد

شرح داستان گوست رایدر در چند جمله ساده چندان راحت نیست. در داستان خاستگاه این شخصیت که در سال 1972 منتشر شد، جانی بلیز، یک موتورسوار بدل کار، روحش را به شیطان می فروشد تا پدرخوانده اش را از سرطان نجات دهد. درمان پیروزیت آمیز است، اما فرد نجات یافته بلافاصله کشته می گردد. شیطان سپس کوشش می نماید روح جانی را تصاحب کند و وقتی پیروز نمی گردد، او را به دیوی به نام زاراثوس پیوند می دهد.

اگر نوشته های کریستوفر مارلو را باور کنیم، چنین معامله ای باید به فساد، ناامیدی و عذابی ابدی و آتشین منجر گردد. با این حال، قهرمان داستان به شکلی عجیب از این معامله با یک جمجمه آتشین و مجذوب کننده، قدرت های ماورایی بزرگ و موتورسیکلتی بیرون می آید که می تواند روی دیوار ساختمان ها حرکت کند و از ابعاد مختلف عبور کند.

بلیز تمام این ماجرا را یک نفرین می داند، اما از نگاه یک ناظر بیرونی، بزرگ ترین تاوان او این است که شب ها روی زمین بچرخد و آدم هایی شرورتر از خودش را مجازات کند؛ آن هم در حالی که یک کاپشن چرمی بسیار مجذوب کننده به تن دارد.

حالا سوال این است که گاسلینگ، که در حال حاضر یکی از بزرگ ترین ستاره های سینمای دنیا است، چه چیزی در این نقش دیده است؟

گزارش ها نشان می دهند که این انتخاب صرفا نتیجه دریافت یک چک سفید از سوی مارول نبوده است. گاسلینگ سال هاست علاقه خود را به بازی در نقش گوست رایدر اعلام نموده و ظاهرا حتی با ایده هایی برگرفته از کمیک های معین، شخصا نزد کوین فایگی، رئیس مارول، رفته است.

در این مرحله از مسیر حرفه ای، ستاره فیلم های پروژه هیل مری (Project Hail Mary)، باربی (Barbie) و بلید رانر 2049 (Blade Runner 2049) احتمالا می توانست بازی در نقش هر شخصیت دلخواهی را در دنیای مارول درخواست کند. اما او در نهایت یک ایول کنیول جهنمی را انتخاب نموده که صورتش در هنگام تبدیل شدن به گوست رایدر آتش می گیرد.

بخشی از مجذوب کنندهیت این نقش شاید به نبود یک میراث سینمایی سنگین برگردد. دو فیلمی که نیکلاس کیج در آن ها نقش گوست رایدر را بازی کرد، بیشتر از آنکه به عنوان آثار پیروز این شخصیت شناخته شوند، به خاطر نمایش توانایی این بازیگر قدیمی در ارائه بازی های اغراق آمیز در فکر ها مانده اند.

فیلم نخست در سال 2007 به شکلی روی پرده رفت که انگار کسی کوشش نموده یک مجموعه ابرقهرمانی را از روی جلد یک آلبوم موسیقی هوی متال و یک بطری رنگ مو بسازد. قسمت دوم با عنوان گوست رایدر: روح انتقام (Ghost Rider: Spirit of Vengeance) نیز گوست رایدر را بیشتر شبیه شخصیتی نشان می داد که وظیفه اصلی اش حرکت به سمت دوربین و فریاد زدن است.

خواندنی ها

تمام شخصیت های مارول و دی سی که نیکلاس کیج قرار بود نقش شان را بازی کند

شاید شکست این فیلم ها حالا به یک فرصت طلایی تبدیل شده باشد. دست کم گاسلینگ مجبور نیست برای رسیدن به نقش، با یک اجرای ماندگار و ساختارشکن رقابت کند.

نکته مثبت دیگر این است که این بازیگر احتمالا در دورترین نقطه ممکن از مرکز دنیای سینمایی مارول وارد این دنیا خواهد شد. بلیز، یا هر نسخه ای از گوست رایدر که گاسلینگ قرار است بازی کند، لازم نیست بلافاصله به انتقام جویان ملحق گردد و در نبردی نهایی دیگر مقابل ارتشی از نیروهای کامپیوتری بی نام و نشان قرار بگیرد.

هیچ کس منتظر نیست تا رویارویی او با تانوس را ببیند یا شرح دیگری درباره دنیا های موازی بشنود. گاسلینگ شانس بسیار بیشتری دارد تا پروژه را دقیقا به شکلی که خودش می خواهد شکل دهد.

البته باید پذیرفت که چنین رویکردی با فرمولی که کوین فایگی برای تبدیل مارول به قدرتمندترین ماشین داستان گویی فانتزی دنیا به کار گرفت، فاصله زیادی دارد. رابرت داونی جونیور زمانی که برای نقش مرد آهنی انتخاب شد، ستاره ای بزرگ نبود؛ او بازیگری پرریسک و تا حد زیادی ازدست رفته محسوب می شد. کریس همسورث هنگام انتخاب برای نقش ثور چهره ای شناخته شده نبود و کریس ایوانز نیز برای نقش کاپیتان آمریکا انتخابی کاملا بدیهی به شمار نمی رفت.

با این حال، استودیو امروز در شرایطی کاملا متفاوت با سال 2008 واقع شده است؛ زمانی که مرد آهنی (Iron Man) برای نخستین بار روی پرده سینماها رفت. انتظار می رود اکران مرد عنکبوتی: روز کاملا تازه (Spider-Man: Brand New Day) در این هفته بار دیگر مارول را به صدر گیشه بازگرداند، اما دیگر هیچ تضمینی وجود ندارد که هر فیلم این استودیو بتواند از مرز فروش یک میلیارد دلار عبور کند.

با این شرایط، کاملا قابل درک است که فایگی و تیمش بخواهند بخشی از این فرمانروایی را به بازیگری بسپارند که به نظر می رسد هر چیزی را که در هالیوود لمس می نماید به طلا تبدیل می نماید؛ به خصوص وقتی پروژه ای که او به آن علاقه دارد می تواند فرصتی کاملا آزاد برای خلق چیزی متفاوت باشد.

مارول پیش از این نیز نشان داده است که دادن آزادی خلاقانه قابل توجه به یک ستاره بزرگ می تواند نتیجه خوبی داشته باشد. نمونه روشن آن رایان رینولدز و فیلم ددپول و ولورین است.

شاید در نهایت این پروژه به یک همکاری کاملا ایده آل تبدیل گردد. مارول یک قهرمان تازه به دست می آورد و گوست رایدر تازه نیز این فرصت را پیدا می نماید تا یکی از عجیب ترین شخصیت های خلق شده به وسیله این استودیو را به چیزی کاملا منحصربه فرد و متعلق به خودش تبدیل کند.

منبع: The Guardian

منبع: دیجیکالا مگ
انتشار: 27 مرداد 1405 بروزرسانی: 27 مرداد 1405 گردآورنده: malaysianet65.ir شناسه مطلب: 1647

به "انتخاب رایان گاسلینگ در نقش گوست رایدر نو مارول چقدر درست است؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "انتخاب رایان گاسلینگ در نقش گوست رایدر نو مارول چقدر درست است؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید